حاميان سفر ايمن

تلاش در مسیر نیل به جامعه عاری از حوادث ترافیکی منجر به مرگ و معلوليت

هنگام رانندگی، مراقب گفتگوی منفی درونی خود باشید.
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳  

 افشین شهپر افراشته، عضو هیئت مدیره انجمن حامیان سفر ایمن                        

یکی از روش­های فکر کردن، مجموعه جملاتی است که هر فرد در ذهن خود می­شنود که به آن گفتگوی درونی گفته می­شود. بیشتر تفکر انسان بر اساس گفتگوی درونی است و شامل صحبت‌هایی است که هر کس در طول روز با خود دارد. محتوای گفتگوی درونی،‌ می­تواند شامل افکار فرد درباره کارهای روزمره، مشکلات بوجود آمده در دقایق پیشین، نگاه دیگران نسبت به فرد، کارهای پیش­رو و یا هر موضوع دیگری باشد. گفت و گوی درونی گاه تشویق کننده و گاه تنبیه‌ کننده است و می­تواند حالتی مثبت یا منفی داشته باشد.

گفتگوی درونی در هنگام رانندگی کاملاً بر رفتار راننده تاثیر می­گذارد. حال بسته به اینکه این گفتگوها با چه کیفیتی در ذهن به صدا درآیند، می­توانند رفتار راننده را چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی تحت تاثیر قرار دهند. برای مثال در هنگام روبرو شدن با خطرات که راننده نیاز به تمرکز بالایی دارد، گفتگوهای درونی منفی می­تواند با هجوم افکار مختلف، حواس و حتی عکس­العمل  راننده را به شدت تحت تاثیر قرار داده و باعث بروز حادثه گردد. بطور کلی، هر گفتگوی درونی که رفتار انسان را محدود کرده و عزت نفسش را پایین آورد، گفتگوی درونی منفی تلقی می­گردد. این در حالی است که گفتگوی درونی مثبت باعث احساس آرامش در فرد شده و او را سرشار از انگیزه می­کند. خیلی اوقات افراد در حال رانندگی از مثبت یا منفی بودن محتوای افکار خود اطلاع ندارند و تنها احساس خوب یا بد ناشی از این افکار را با خود حمل می­کنند.

بسیاری از گفتگوهای منفی درونی افراد، نتیجه عدم موفقیت آنها در حل مسائل خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی است که از وقایع و رخدادهای بیرونی به گفتگوهای درونی در آنها تبدیل شده و فرد را درگیر خود می­کند. به جرات می­توان گفت بسیاری از مسائل و مشکلات ترافیکی در معابر درونشهری و یا برونشهری نتیجه اتفاقات رخ داده در گذشته نزدیک رانندگان در آن معبر است. بنابراین بسیاری از این نوع گفتگوها ریشه بیرونی دارد و ارتباطی با شخصیت و فرهنگ افراد آن جامعه ندارد. متاسفانه شاهد هستیم که مردم بدون آگاهی از شرایط روحی و روانی سایر رانندگان به راحتی در رابطه با آنها قضاوت کرده و آنها را متهم به بی شخصیتی و بی فرهنگی می­کنند و به آنها برچسب می­زنند. این گونه قضاوتها برای بعضی از اقشار جامعه مانند رانندگان حرفه­ای می­تواند بسیار مشکل­زا و حتی حرمت خانوادگی آنها را تهدید کند.

باید توجه داشت که بسیاری از گفتگوهای منفی درونی زائیده افکاری بی ثبات است و اساساً افکاری غیر منطقی و غیری عقلانی هستند که در بسیاری از موارد با واقعیتهای بیرونی تطبیق ندارند. این نوع گفتگوها اضطراب­آور بوده و باعث رفتارهایی در رانندگی می­گردد که می­تواند به خود فرد و دیگران آسیب جدی وارد نماید. در گفتگوی منفی درونی، راننده دچار سوء تعبیر اتفاقات بیرونی شده و بر روی مشکلات متمرکز می­گردد. در این حالت راننده بطور مداوم  مشکل را در ذهن خود مرور می­کند و آن را بیش از آنچه که هست برای خود بزرگ می­نماید. در بسیاری از موارد دیده می­شود که راننده­ای به غلط خط خود را تغییر داده و حرکت سایر وسایل­نقلیه را خطوط دیگر را مختل می­کند که کار اشتباهی است. اما تلقی رانندگان دیگر از این رفتار، بی شخصیتی، بی فرهنگی راننده خاطی و به دنبال آن حس ضایع شدن حقوق خود را دارند بطوریکه در عکس­العمل به این نوع رفتار امکان دارد از بوق زدن تا فحاشی و زد و خورد پیش بروند. متاسفانه گفتگوهای منفی درونی باعث پیش گویی و پیش داوری می­شود که آثار بسیار بدی بدنبال خواهد داشت. در این میان شاید بتوان فکر کرد که راننده خاطی هم شاید تحت تاثیر مشکلات دیگری از قبیل مشکلات طرح هندسی، روسازی، رفتار غلط راننده­ای دیگر یا حتی عجله برای رسیدن به فرزند خود در مقصد، مجبور شده تا مسیر خود را تغییر دهد. با در نظر گرفتن چنین احتمالی گفتگوی منفی درونی به گفتگویی مثبت تبدیل شده و آرامش را به همراه خواهد آورد.

متاسفانه گفتگوهای منفی درونی باعث می­شود که راننده نتواند از تمامی توانایی­های خود به خوبی بهره ببرد و تبدیل به یک میدان مین می­شود. هر حرکتی از سوی رانندگان دیگر باعث بهم ریختن حالات درونی او شده و عکس­العملی شدید او را به همراه خواهد داشت. اگر راننده­ای به درستی از او سبقت بگیرد، در او حس مغلوب شدن را بیدار می­کند و به دنبال آن سعی خواهد کرد که حق از دست رفته را باز پس گیرد. از اینرو در معابر شاهد لجبازی رانندگان با یکدیگر و تصادفات شدید ناشی از این رفتار غیر معقول و غیر منطقی آنها هستید. باید دانست، تمامی این احساسات نتیجه­ی افکاری ناپایدار بوده و  به هیچ وجه دائمی نیست. به همین دلیل است که وقتی فردی که چنین افکاری در ذهن دارد، زماینکه با واقعیت روبه­رو می­شود دچار ضربه­ی احساسی و در ادامه حس پشیمانی می­شوند. بنابراین باید طوری با مسائل و مشکلات حین رانندگی روبرو شد که انگار عین واقعیت هستند و نه فقط پیشگویی­های شخصی ما از اتفاقات آتی.

برخی از عوامل می­تواند گفتگوی منفی درونی را شدت بخشند که از آن جمله می­توان به گوش دادن به موسیقی مبتذل، استفاده از مواد مخدر و توهم­زا و یا معاشرت با دوستان ناشایست در حین رانندگی اشاره کرد. این عوامل با ایجاد اضطراب، وهم و خیال و بیدار کردن خصائص بد انسانی باعث تشدید گفتگوهای منفی درونی شده و کاملاً رفتار راننده را تحت تاثیر خود قرار می­دهند. این عوامل باعث ایجاد افکاری غیرمنطقی در فرد شده و با ایجاد تنش و اضطراب در راننده، ایشان را نسبت به توانایی خود برای مقابله موثر با استرس دچار تردید می­کند و در این شرایط راننده تصمیم‌های ضعیف‌تری می­گیرد. این حلقه از افکار و رفتار می‌تواند ادامه یابد و فرد را دچار تنش و آشفتگی بیشتر کند.

راه مقابله با گفتگوی منفی درونی، توجه به این نوع افکار و بکارگیری گفتگوی مثبت درونی است. راننده باید همیشه مراقب حالات درونی خود باشد و متوجه باشد که افکار درونی، او را تشویق به چه رفتاری می­کند. آیا او را تشویق به سرعت غیر مجاز، مانور بیجا، درگیری با سایرین، سبقتهای خطرناک و ... می­کند؟ یا او را دعوت به آرامش، رعایت حقوق دیگران، لذت بردن از سفر و ... می­نماید. گفتگوی مثبت درونی به فرد می­گوید آرام باش، مشکل خاصی وجود ندارد، این فقط یک اتفاق بود، شاید فرزندش منتظر اوست، تو می­توانی خودت را کنترل کنی و غیره . گفتگوی مثبت درونی فرد را در یک حالت آرامش قرار می­دهد و باعث می­گردد راننده مسائل بیرونی را درونی ننماید. گفتگوی مثبت درونی فرد را از واکنشهای عجولانه و بی­منطق به اتفاقات بیرونی باز می­دارد و او را تسکین می­دهد.  فردی که دارای گفتگی مثبت درونی است، می­داند که نیاز به تنش وجود ندارد و می­تواند احساس خوبی هنگام رانندگی داشته باشد. برای دستیابی به گفتگوی مثبت درونی باید همواره مراقب افکار و اعمال خود نه تنها در حین رانندگی بلکه در تمام شرایط بود. استفاده از کلمات مثبت در گفتگوی عادی و روزمره خود و رویکرد مثبت به تمامی اتفاقات می­تواند به تقویت گفتگوی مثبت درونی کمک شایانی نماید.


کلمات کلیدی:
 
چرا استاد بنان نابینا شد؟
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٥  

در آذر ماه ۱۳۳۶ وقتی استاد بنان با اتومبیل شخصی در جاده کرج مشغول رانندگی بود با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می‌کرد.

شادروان «ابوالحسن ورزی»، دوست نزدیک بنان شعر زیر را تحت تاثیر این واقعه سرود:

دیدیم چو بازیگری دور زمان را                                      بازیچه گرفتیم همه کار جهان را

ما از گذر عمر به جز درد چه دیدیم                                  تا دل بسپاریم جهان گذران را

باریست گران محنت این عمر به دوشم                             تا چند کشم زحمت این بار گران را

از بهر نمایاندن غم‌های نهان بود                                    روزی که دمیدند به تن پرتو جان را

در خرمن صاحب‌نظران برق بلا شد                                آن شعله که افروخت چراغ دگران را

آماج بلا جز دل ارباب هنر نیست                                   سر خط امان داده قضا بی‌هنران را

می‌خواست که در چشم هنر نور نماند                            آسیب رسانید اگر چشم بنان را

افسوس که تاریک شد آن دیده که می‌دید                      با برق نگاهی همه اسرار نهان را

 

به نقل از سایت جام جم

 


کلمات کلیدی:
 
اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی، تعهد یا تکلیف؟
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٧  

   افشین شهپر افراشته، عضو هیئت مدیره انجمن حامیان سفر ایمن

 

تعهد، عنصری درونی و تکلیف، قیدی بیرونی است. همگی ما دوست داریم که در قبال دیگران متعهد باشیم و تمامی کارهای خود را متعهدانه انجام دهیم. زیرا هر کاری که بر اساس تعهد انجام پذیرد لذت بخش خواهد بود و رضایتمندی را به دنبال خواهد داشت. وقتی فرزند درخواستی منطقی از والدین خود می­کند، به دلیل اینکه والدین خود را متعهد در قبال نیازهای فرزند خود می­دانند نه تنها آن کار را به تمامی و در نهایت دقت انجام می­دهند، بلکه پس از انجام کار، احساس خوشحالی و سبکی نیز می­کنند. نکته جالب توجه در این اتفاق آن است که تمامی این کار از جنس هزینه، تلاش و کار مداوم بوده و هیچگونه پاداشی جزء شادی فرزند وجود ندارد.

 

همانگونه که گفته شد، تکلیف قیدی بیرونی است و از طرف دیگران به ما اعمال می­شود. انجام امور بر اساس تکلیف حس رضایت و خوشحالی را به دنبال ندارد بلکه به ما احساس کامل بودن را می­دهد. به این معنا که کار نیمه کاره­ای وجود داشت و به اتمام رسید و حالا می­­توان نفس راحتی کشید. وقتی کاری بر اساس تکلیف انجام ­پذیرد، فرد حس اسارت دارد و فکر می­کند فرد آزاده­ای نیست و امکان انتخاب ندارد. در اموری که فرد مکلف به انجام کاری است، به دلیل اینکه امکان "نه" گفتن وجود ندارد، تحت فشار روحی قرار می­گیرد و امکان دارد آن کار را یا با بی حوصلگی و بی دقتی انجام دهد و یا در صورت بوجود آمدن شرایطی مناسب از انجام آن سر باز زند.

 

در شرایط حاضر، تمامی عوامل و عناصر موثر در کنترل تردد وسایل نقلیه کشور سعی دارند تا رانندگان را مکلف به اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی کنند. از اینرو شاهد حضور پر رنگ پلیس در معابر شهری و برونشهری همراه با بکارگیری سیستم­های هوشمند ثبت تخلفات هستیم. از طرف دیگر، ارگانهای مرتبط با تردد وسایل نقلیه سبک و سنگین در کشور نظیر: وزارت راه­وشهرسازی و یا شهرداریهای شهرهای مختلف، دائماً با صدور بخش­نامه­ها، دستورالعمل­ها و آیین­نامه­ها سعی در کنترل رفتار رانندگان و اجرای قوانین مربوطه را دارند و با برگزاری کمیسیونها و صدور احکام مختلف سعی دارند، رانندگان را مکلف به اجرای قوانین نمایند. در این شرایط نیز رانندگان به جای لذت بردن از سفر خود، بیشتر مراقب حضور پلیس هستند و از ترس جریمه، سعی در کنترل سرعت و مانور وسیله­نقلیه خود در معابر هستند.

 

متاسفانه به دلیل این نوع نگاه در بیشتر مسئولین و دست­اندرکاران بخش حمل­ونقل کشور، بیشتر تابلوهای تبلیغاتی که در خصوص موضوع ایمنی در کنار راه­ها و معابر کشور نصب می­شوند، دارای لحنی آمرانه و دستوری هستند، مانند جمله "آهسته برانید". این تابلوها عمدتاً سعی دارند که رانندگان را مکلف به رعایت قوانین کنند. بعضاً مشاهده می­گردد که با استفاده از جسد یک وسیله­نقلیه­ تصادفی و با کمک عروسکی که نقش راننده­ فوتی را باز می­کند، سعی در ایجاد رعب و وحشت در راننده و مکلف ساختن او به اجرای قوانین را دارند. ولی باید در نظر داشت که این کار بیشتر از آنکه راننده را تحت تاثیر قرار دهد، کل جامعه، از جمله افرادی که در مقصد منتظر مسافر خود هستند را دچار نگرانی و اضطراب می­کند.

 

بکارگیری شیوه­های فوق­الذکر باعث گردیده، بسیاری از رانندگان در شرایطی که امکان اعمال این قوانین وجود دارد، خود را مکلف به اجرای قوانین می­کنند اما به دلیل فشارهای روحی خود در زمان عمل به تکالیف، هر جا که شرایط کنترل آنها وجود نداشته باشد، رفتار آنها نیز تغییر کرده و آزادانه و غیر مسئولانه رفتارهای پر خطری از خود به نمایش می­گذارند و عملاً تبدیل به رانندگانی "قانون گریز" می­شوند. در این بین رانندگانی که متعهدانه و در جهت رعایت حقوق سایرین قوانین را اجرا می­کنند، درگیر شیوه رانندگی افراد غیر متعهد شده و شاید بعد از مدتی از اجرای قوانین دلسرد و یا اساساً اجرای قوانین را امکانپذیر نداند.

 

نگارنده به هیچ عنوان مخالفتی با مسئولیت دستگاههای مربوطه در کنترل تردد وسایل­نقلیه و برخورد جدی با متخلفین ندارد و بسیاری از موارد فوق را جزء حقوق حاکمیتی آنها می­داند. اجرای قوانین در هر جامعه­ای تکلیف هر یک از اعضای آن جامعه است و باید اجرا گردد. در تمامی کشورهای توسعه یافته که توانسته­اند تعداد کشته­ها و مجروحین ناشی از تصادفات خود را کنترل کنند، این قوانین چه بسا سختگیرانه­تر به اجرا در می­آورند و مردم را مکلف به اجرای آن می­کنند. اما در این کشورها و در کنار تمامی این ابزارهای قانونی و حاکمیتی شاهد هستیم که مردم نیز خود را متعهد به اجرای قوانین می­دانند و رعایت قوانین را به یکدیگر تذکر داده و اجرای آن را تضمین کننده آسایش، امنیت و سلامتی خود و سایرین می­دانند. بر همین اساس پلیس حضور پر رنگی در معابر ندارد، گرچه کنترل و نظارت بر تردد وسایل نقلیه را به خوبی انجام می­دهد.

 

ایجاد تعهد در آحاد جامعه جهت اجرای قوانین، جز از طریق آموزش و فرهنگسازی امکانپذیر نیست. قوانین و اجرای آنها، تنها ایجاد تکلیف می­کند که البته لازم است ولی به هیچ عنوان کافی نیست. نیاز امروز کشور ما در کاهش خسارات ناشی از تصادفات، ایجاد تعهد در مردم نسبت به یکدیگر است. ایجاد تعهد در یک جامعه حس دوستی، صمیمیت، کمک و رضایتمندی را در آن جامعه افزایش می­دهد و مردم را در کنار یکدیگر خوشحال و متحد نگه می­دارد. خوب است همگی ما بویژه مسئولین و کارشناسان کمی به راههای ایجاد تعهد در مردم فکر کنیم و ضمن اینکه سفر را برای همه لذت­بخش می­سازیم، به آینده­ای بهتر برای فرزندانمان امیدوار باشیم.

 


کلمات کلیدی:
 
بکارگیری ارتباط مؤثر با رانندگان
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٦  

مهندس افشین افراشته، کارشناس ارشد راه و ترابری و عضو هیئت مدیره انجمن حامیان سفر ایمن

سالیان طولانی است که موضوع تصادفات جاده­ای به عنوان یک موضوع بسیار مهم و مشکل  ملی مطرح است. در این راستا، مطالعات، بررسی­ها و اقدامات فراوانی نیز صورت گرفته که از آن جمله می­توان به تهیه آیین­نامه­ها، دستورالعملها، تهیه برنامه­های متنوع تلویزیونی و رادیویی، طرح­های ایمن سازی معابر و وسایل­نقلیه و ... اشاره کرد. طی سالیان اخیر شاهد کاهش نسبی تصادفات و به طبع آن کاهش تعداد کشته­ها و مجروحین هستیم اما به نظر می­رسد علیرغم تلاشهای صورت گرفته همچنان آمار تصادفات جاده­ای بسیار بالا بوده و اقدامات انجام گرفته آنچنان که انتظار می­رفت، مؤثر نبوده است. در این بین بکارگیری سامانه­های حمل­ونقل هوشمند و عملکرد پلیس راهور دو عامل اصلی در کاهش تصادفات می­باشند و به نظر می­رسد، سایر عواملی که با هدف فرهنگسازی و کنترل عامل انسانی بواسطه خواست درونی خود رانندگان بکار گرفته شدند مانند آموزش­ها، تبلیغات و ... نقش بسزایی در کاهش تصادفات نداشته­اند.

در این بین مدیران و کارشناسان، عامل انسانی را مهمترین عامل در بروز تصادفات می­دانند و معتقدند که در نهایت این عملکرد راننده است که تعیین کننده حوادث پیش­رو است. سئوالاتی که ذهن نگارنده را به صورت جدی به خود مشغول کرده آن است که چرا علیرغم اقدامات صورت گرفته هنوز برخورد جدی پلیس یا ترس از جریمه شدن، نقش عمده در کنترل عملکرد راننده را بازی می­کند؟ آیا این حجم مطالعات صورت گرفته، اطلاع­رسانی به شیوه­های متعدد، برگزاری سمینارها، سخنرانی­ها و کلاسهای آموزشی، نباید نقش مؤثرتری را در کنترل عملکرد راننده ایفا می­کرد؟ اگر امروز اعلام نمایند که در معابر پلیس و دوربین جهت ثبت تخلف رانندگان وجود ندارد، وضعیت ایمنی معابر کشور به چه صورت خواهد بود؟ در حالیکه فکر می­شود همه عوامل مؤثر در کنترل حوادث جاده­ای به صورت نسبی وجود دارد،  چرا تأثیر این عوامل بر رفتار رانندگان آنقدر ضعیف است؟ آیا رانندگان خود نمی­دانند که سرعت و سبقت غیر مجاز می­تواند باعث مرگ ایشان و سایر سرنشینان خودرو گردد؟ چرا رانندگان با علم به عواقب رفتار خود، حاضر به تغییر و بازنگری در رفتار خود نیستند؟

نگارنده به خاطر دارد که در یک بازی فوتبال بین دو تیم ملی کشورمان و کره جنوبی، تماشاچیان تیم کره جنوبی که برای تشویق تیمشان به کشور ما سفر کرده بودند، درسی خوبی به ما دادند. در این بازی که تیم کشورمان با نتیجه یک بر صفر تیم کره جنوبی را شکست داد، بعد از بازی و در حالیکه تماشاچیان کشورمان بسیار خوشحال و تماشاچیان تیم کره جنوبی ناراحت بودند، اتفاق عجیبی رخ داد. تماشاچیان تیم کره جنوبی در حال ناراحتی، با کیسه­هایی که خود به ورزشگاه آورده بودند تمامی زباله­های ریخته شده در جایگاه خود را جمع­آوری و از ورزشگاه بیرون بردند. این در حالی بود که نه کسی از آنها درخواستی کرده بود و نه پلیسی به کار آنها نظارت می­کرد. اثر این عمل آنقدر بالا بود که رسانه ملی بارها رفتار آنها را اعلام کرد. چطور می­شود مردمی که ادعای تاریخ و فرهنگ کهن ما را ندارند، آنقدر ارتباط بین دانش و باورهایشان با رفتارشان قوی است که بدون توجه به باختشان و حتی حضور در کشوری دیگر اینچنین عمل می­کنند. این حس مسئولیت بسیار ستودنی است و می­تواند با وجود بسیاری از کاستی­ها، راهگشای بسیاری از مشکلات در یک جامعه باشد.

باید این واقعیت را پذیرفت، که ارتباط مؤثری بین اقدامات انجام گرفته درخصوص فرهنگ ایمنی و عملکرد رانندگان وجود ندارد و به دلیل عدم وجود این ارتباط، عملاً بسیاری از این اقدامات بی نتیجه و بعد از مدتی رها می­گردند. در حال حاضر ارتباطی که بین مسئولین بخش حمل­ونقل و رانندگان وجود دارد، از یک طرف بیشتر از جنس دستوری و از طرف دیگر از جنس پند و نصیحت است. این ارتباط هم به جهت شکلی و هم به جهت ماهوی دچار مشکلات فراوانی است. عمده مسئولین تنها از طریق نگارش و ابلاغ آیین­نامه­ها، دستورالعملها و بخشنامه­ها سعی در کنترل رفتار رانندگان دارند و پلیسی که وظیفه اصلی کنترل رانندگان و برخورد با متخلفین و جریمه آنها را به عهده دارد، شروع به نصیحت و دادن پند و اندرز می­کند. رسانه­ها بطور مداوم و به صورت یکطرفه این اطلاعات را به گوش رانندگان می­رسانند ولی هیچ فضایی برای شنیدن صدای رانندگان نه تنها برای مسئولین بلکه برای مردم بوجود نمی­آورند. آنها یکطرفه مسائل را بررسی و تحلیل می­کنند و در نهایت رأی خود را یکسویه اعلام می­کنند. شاید این جملات را به دفعات شنیده باشید " تصادف به علت خوابیدن راننده" یا " انحراف به چپ" یا " سرعت غیر مجاز" و غیره. اما این سئوال همیشه برای نگارنده وجود داشته که با چه عدالتی نتیجه اشتباه یک راننده، مرگ خود و سرنشینان است؟ راه و وسیله­نقلیه چه امکانی را برای جبران اشتباه راننده و یا کاهش خسارات وارده در اختیار راننده قرار داده­اند؟ چه نظارت اصولی بر ساعات رانندگی یک راننده وجود دارد؟ آیا بعد از بروز یک حادثه، خدمات مناسب و به موقع به آسیب دیدگان داده شده است یا نه؟ چرا خطاهای مسئولین در مدیریت، نظارت و کنترل سیستم حمل­ونقل به عنوان عامل انسانی در بروز تصادفات شناخته نشده و حرفی از آن به میان نمی­آید؟ رسانه­ها عمدتاً از بازتاب عملکرد ضعیف یک مسئول در بخش حمل­ونقل که باعث کاهش سطح ایمنی در معابر کشور می­شود، طفره می­روند و این در حالی است که خطای راننده با صدایی رسا اعلام می­گردد. به نظر می­رسد ساده­ترین راه برای توجیه کردن تمامی اتفاقات فوق مقصر نشان دادن راننده است و عجیب آنکه جامعه به راحتی اینگونه تحلیل­ها را می­پذیرد.

به یاد دارم که به عنوان مدرس، دوره­ای را برای رانندگان وسایل­نقلیه سنگین برگزار می­کردم. در این دوره تلاش زیادی داشتم که چند مطلب را که از نظر خودم بسیار مهم بودند را به رانندگان یاد بدهم. رانندگان نسبت به این مطالب کاملاً بی توجه بودند و وقتی که علت آنرا جویا شدم، راننده­ای پاسخ داد که این حرفها همگی به خاطر پول است و از آنکه وقت آنها در این کلاس به هدر می­رود بسیار ابراز ناراحتی کرد. عملاً رانندگان به دلیل شکی که به نیت من داشتند مطالبی که به نظر درست و ضروری می­آمدند را قبول نمی­کردند. در بسیاری از سمینارها و سخنرانیها که با موضوع ایمنی حمل­ونقل برگزار می­گردد و عمدتاً تنها با سخنرانی یک یا چند مسئول بخش حمل­ونقل رسمیت پیدا می­کند، در خصوص رفتار رانندگان بحث می­شود ولی عمدتاً خود رانندگان حضور ندارد. برخی از نهادها از جمله این انجمن از اقشار مختلف جامعه به خصوص متخصصین علوم اجتماعی و انسانی برای کمک به حل مسئله ایمنی و بویژه کاهش تأثیر عامل انسانی بر تصادفات دعوت می­کنند، اما در عمل شیوه مناسبی برای ارتباط با رانندگان و حتی شنیدن مشکلات آنها وجود ندارد.

به نظر می­رسد، یکی از علتهای مهم بی ثمر ماندن اقدامات انجام گرفته در خصوص ایمنی معابر، نبود رابطه­ای مؤثر، دوطرفه و مبتنی بر شأن و منزلت انسانی با رانندگان به ویژه رانندگان حرفه­ای است. ارتباطی که ضمن ایجاد فضایی امن، محیط را برای پذیرش، باور و عمل به بسیاری از راهکارها تأمین نماید. ایجاد حس مسئولیت پذیری در رانندگان از طریق برخوردهای آمرانه و یا جریمه کردن بوجود نمی­آید و تنها فضای تعقیب و گریز را وسعت می­دهد. ایجاد ارتباط مؤثر با رانندگان، یکی از حلقه­های مفقوده ایمنی کشور است که باید برای حل آن چاره­ای اندیشید.

برای خواندن ادامه این مقاله، به قسمت صفحات وبلاگ مراجعه فرمایید.


کلمات کلیدی:
 
شأن و جایگاه شغل رانندگی و اثرات آن بر تصادفات جاده‏ای
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٤  

مهندس افشین افراشته

کارشناس ارشد راه و ترابری و عضو هیئت مدیره انجمن حامیان سفر ایمن

چندی پیش در مراسم سالگرد قربانیان حوادث جاده‏ای که به همت انجمن حامیان سفر ایمن برگزار گردید، خانمی از حادثه‏ای سخن گفت که بسیار جمعیت حاضر در سالن را تحت تأثیر قرار داد. این خانم به عنوان راننده خودروی پراید مدعی بود، که در سفر خود به سمت استان چهارمحال‏وبختیاری که به قصد دیدن دشت لاله‏های واژگون انجام می‏گرفته، به همراه همسر خود به عنوان سرنشین صندلی جلو و مادر خود به عنوان سرنشین صندلی عقب در حوالی شهر مورچه خورت اصفهان و در هنگام سبقت از یک دستگاه اتوبوس، خودروی ایشان به دلیل مانوری بیجا و عامدانه راننده اتوبوس از مسیر خود منحرف و به بیرون جاده پرتاب می‏شود. به گفته راننده پراید، در این حادثه بعد از انحراف خودرو از مسیر خود و به دلیل اختلاف ارتفاع بین سطح جاده و زمینهای اطراف و یا افتادگی شانه راه، خودروی ایشان واژگون و بعد از چندین بار چرخش در پستی و بلندی های اطراف مسیر متوقف می­گردد. متأسفانه در این حادثه و در هنگام چرخش خودرو، سرنشین صندلی عقب از شیشه عقب به بیرون پرت شده که بعد از انتقال به بیمارستان فوت می‏کند. بعد از حادثه، اتوبوس متوقف شده و همگی برای کمک از آن پیاده می شوند. به ادعای راننده که از رفتار مردم رضایت نداشت، اتوبوس بعد از چندی محل حادثه را به همراه مسافرین خود ترک می‏کند و تنها یکی از مسافران آن به نیروهای امدادی وقوع حادثه را اعلام می‏نماید. نیروهای امدادی بعد از مدت زمان نسبتاً طولانی به محل حادثه می‏رسند و مصدومین را توسط وسیله نقلیه نامناسبی به بیمارستانی در اصفهان منتقل می‏کنند که به نظر ایشان برخورد و رسیدگی مناسبی در بیمارستان انجام نگرفته بود. شایان ذکر است که در نهایت گزارش پلیس راننده پراید را مقصر می‏شناسد.

ایشان در حالی که با سوز و نارحتی خاصی داستان این حادثه را برای حاضرین تعریف می­کرد، اعلام نمود که در زمان وقوع حادثه لحظه‏ای از طریق آینه اتوبوس با راننده آن چشم در چشم می‏شوند و دقیقاً حس می‏نماید که مانور راننده اتوبوس به دلیل زن بودن ایشان و عامدانه بوده است و حتی سپرهای دو وسیله نقلیه با هم برخورد داشته‏اند. ایشان با ابراز تأسف شدید خود را مقصر می‏دانست که چرا رأی پلیس را قبول کرده و مانند مختار بعد از واقعه کربلا عمل ننموده است.

نگارنده نه اطلاعات کافی جهت بررسی حادثه و نه جایگاه قضاوت و تعیین مقصر آن را دارد و در این مجال قصد پرداختن به این مهم را هم ندارد. مسئله‏ای که توجه نگارنده را به این حادثه جلب کرده میزان تأسف و ناراحتی این خانم بعد از گذشت زمان نسبتاً زیاد و نگاه ایشان به رفتار یک راننده اتوبوس می‏باشد که عامدانه موجب مرگ مادر ایشان شده و برای خود نقشی مانند مختار برای شهیدان واقعه کربلا متصور می‏شود. این مهم مدتی است که ذهن اینجانب را به خود مشغول کرده. آیا این نگاه عمومیت دارد؟ چرا این خانم تصور می‏کند که رانندگان حرفه‏ای خود را مالک و رئیس جاده می‏دانند و به دلیل شناخت، مهارت و تجربه‏ای که در شغل رانندگی و راهها دارند عامدانه باعث بروز مشکل برای سایرین می­گردند؟ آیا در هر تصادف فوتی طرفین چنین تصوری نسبت به یکدیگر دارند و مابقی عمر را با کینه نسبت به یکدیگر زندگی می‏کنند یا این تصور تنها مربوط به عملکرد رانندگان حرفه‏ای است؟ آیا مردم در رفتار خود در برخورد با رانندگان حرفه‏ای، این ذهنیت را منعکس می­کنند؟ نگاه و ذهنیت واقعی رانندگان حرفه‏ای در جاده­ها نسبت به سایر وسایل نقلیه چگونه است؟ چرا برخی از رانندگان از بیان اسم دقیق شغل خود امتناع می‏کنند و از عبارات دیگری مثل شغل آزاد استفاده می‏کنند؟ مقصر واقعی کیست؟ و بسیاری سئوالات دیگر.

نگارنده، ضمن اعلام همدردی با این هموطن که به معنی واقعی کلمه می‏توان ایشان را یکی از قربانیان حوادث جاده‏ای نامید و حتی پیگیری حقوق ایشان را حق مسلم می­داند و تنها در جهت کاهش غصه و درد ناشی از این حادثه قصد دارد تا شرایط کار و زندگی یک راننده حرفه‏ای را کمی بیشتر برای ایشان باز نماید. شاید این گفتار کوتاه باعث شود که ایشان به جای مختار، رفتارحضرت زینب کبری را اسوه و سرمشق خود قرار دهند که بسیار موثرتر و ماندگارتر خواهد بود.

برای خواندن ادامه این مطلب به صفحه مربوطه در قسمت صفحات وبلاگ مراجعه فرمایید.

 


کلمات کلیدی:
 
مراسم روز جهانی یادبود قربانیان حوادث رانندگی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ته
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٦  

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در روز جهانی یادبود قربانیان حوادث رانندگی، میزبان مراسم ویژه‌ای با حضور اساتید، دانشجویان و مسئولین حوزه ایمنی راه بود. در این مراسم، آقای دکتر نوربخش، رییس دانشکده علوم اجتماعی، ضمن خیر مقدم به حاضران و تاکید بر اهمیت این مناسبت، به ضرورت طرح موضوع حوادث ترافیکی به عنوان یک مسئله در جامعه و همزمان ارائه راهکارهای علمی و عملی در راستای حل این مسئله پرداخت. در ادامه آقای دکتر صابری‌نیا، رییس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی، با اشاره به رتبه بالای حوادث رانندگی در میان عوامل مختلف مرگ و میر در ایران و جهان، اظهار داشت که در صورت عدم اتخاذ رویکرد مناسب، عامل حوادث ترافیکی طی سال‌های آینده به رتبه بالاتری صعود خواهد کرد. سخنران بعدی آقای دکتر معیدفر، مشاور وزیر راه و شهرسازی در امور اجتماعی، به مسئله سیاست‌زدگی در جامعه و غفلت از معضلات اجتماعی از جمله حوادث مرگبار ترافیکی و ضرورت تغییر این رویکرد پرداخت. مهندس هدایتی، مدیرکل دفتر ایمنی و ترافیک سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای، سخنران بعدی مراسم بود که ضمن ارایه آماری در خصوص وضعیت سوانح ترافیکی در کشور بر لزوم فرهنگ‌سازی و آموزش در حوزه حمل و نقل جاده‌ای تاکید کرد. سخنران پایانی مراسم، آقای دکتر سهیلی، در باره عامل هوش هیجانی در رفتار ترافیکی رانندگان سخن گفت.

   در این نشست همچنین دو تن از بازماندگان قربانیان حوادث رانندگی، تجربه تلخ و ناگوار خود را با حاضران در میان نهادند. این مراسم به همت انجمن حامیان سفر ایمن برگزار شد. گفتنی است که به موجب قطعنامه‌ای که در سال 2005 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، سومین یکشنبه نوامبر هر سال به عنوان روز جهانی یادبود قربانیان حوادث رانندگی نامگذاری گردید.


کلمات کلیدی:
 
سواد و حادثه چقدر با هم ارتباط دارند؟
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۱  

بنا به گزارش سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای، در سال 1392 نزدیک به 70% جان‌باختگان حوادث جاده‌ای دارای تحصیلات دوره راهنمایی و کمتر بوده‌اند. به‌نظر می‌رسد این آمار نیاز به هیچ توضیح و تفسیری نداشته باشد.


کلمات کلیدی:
 
با عرض معذرت؛ برخی باید مالیات توحش بپردازند !
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٦  

عصرایران ؛ دکتر امیر دبیری مهر - اگر شما هم مثل من هر روز صبح قبل از صبحانه تعدادی از روزنامه ها را بخوانید متاسفانه هر از گاهی اخباری بسیار تاسف بار را مشاهده می کنید که شاید در کمتر نقطه ای از جهان مشابه داشته باشد. مانند خفه شدن دو کودک توسط پدرشان(!) در حمام بخاطر جدایی از همسر  یا لج بازی دو خودرو در بزرگراهی در تهران که منجر به کشته شدن افرادی بی گناه در لاین مقابل شده است و صدها مورد دیگر که قلم از واگویی آنها شرمگین و اندوهگین است . مثالهای جزیی تر و ظاهرا کم اهمیت تر ولی به نظر اینجانب به  همان اندازه شرم آور تر دررفتارهای غیر مدنی دیگری در زندگی روزمره نیز وجود دارند مانند:
 پرتاب کردن آشغال و زباله از درون خودرو به بیرون  
پارک کردن خودرو در پیاده رو یا جلو درب منزل یا پارکینگ دیگران  
 صف کشیدن مردان خیابانی یا هرزه خودرو سوار در کنار خیابان برای زنانی که کنار میادین و خیابان ها منتظر تاکسی هستند  
خشونت زبانی و فحاشی های بی شرمانه در ترافیک تهران بخاطر مسائل بسیار ابتدایی
خفت گیری و کیف قاپی در روز روشن در خیابانها و کوچه ها  
و دهها ناهنجاری دیگر که روزانه می بینم و از کنار آن به اسودگی می گذریم.

از این دست ناهنجاریهای دل آزار و شرم آور در زندگی در تهران به وفور دیده می شود و چشم ها و ذهن های حساس و مسئول را به خود مشغول می کند هرچند عده ای کبک وار خواهان ندیدن و کم توجهی به این معضلات هستند و با خود فریبی ای به نام خوش بینی و مثبت اندیشی نمی خواهند باور کنند که این شهر دچار ویروس های سهمگینی شده است و باید برای آن چاره اندیشی کرد.
بماند که آنچه به عنوان شاهد آورده شد روی پوست شهر است و در این نوشتار نه می توان و نه مجال آن وجود دارد که مقداری به زیر پوست شهر برویم و گرنه به شکل منطقی "صورتی درزیر دارد انچه در بالاستی". به عبارت دیگر این همه بی قوارگی و نازسازواری و پلشتی های رفتاری در روی پوست شهر تهران تنها گوشه هایی از دریا دریا تالابهای متعفن در زیر پوست شهر است که تحلیل و واکاوی آن هفتاد من مثنوی خواهد شد.

سخن درباره  شهری است که از حداقل اخلاق و مدنیت برای یک زندگی حداقلی خالی است . وضعیت نابسامان پیش آمده ناشی از دلایل و علل متعددی است  که شرح انها موضوع این نوشته  نیست اما برای تحمل پذیر کردن این شهر برای زندگی باید بگویم ناگزیر باید روشهای قهر آمیز را در مقام مسکن و پیشگیری از تشدید بحران بکار گرفت زیرا هزینه تخلف و هنجار شکنی و تضییع حقوق دیگران در این شهر بسیار پایین است و هزار و یک دلیل قانون شکنان را از تعدی و تجاوز و هدم حقوق دیگران  باز نمی دارد.

یک نمونه عینی آن وضعیت رانندگی و عبور و مرور افسار گسیخته در شهر است که هم فرهنگ دیرپای ایرانیان را در سطح جهانی به سخره گرفته است و هم خسارات و تلفات جبران ناپذیری را برای شهروندان بی گناه به بار اورده است و گویی هیچ عزم جدی برای مقابله با موجوداتی انسان نما به عنوان رانندگان متخلف در این شهرو جاده ها وجود ندارد؛کسانی که مانند قاتلان متحرک هر لحظه امکان دارد جان انسانی را بستانند.

  چرا باید داشتن سلاح به خاطر خطرات آن جرم باشد اما رانندگی ناهلان بر ارابه های مرگ، بی خطر تلقی شود؟ واقعا چرا کسانی که از اولیه ترین مبانی و مبادی شهروندی و رعایت حقوق دیگران بهره مند نیستند باید حق تردد و حتی زندگی در شهر را در کنار دیگران داشته باشند؟

چرا قوانین و مقررات کشور تا این حد سهل انگار است؟ کسی که در عبور و مرور دربزرگراه های تهران هیچ ارزشی برای جان دیگر انسانها قائل نیست چرا نباید مالیات توحش و عادات بدوی به دیگران پرداخت نکند؟ و اساسا چرا باید حق تردد و آزار رساندن به دیگران داشته باشد؟

روزی در جلسه ای پیشنهاد دادم اگر با بازنگری در برخی باورهای پوسیده خود هزینه رفتارهای پرهزینه و غیر مدنی را بالا ببریم میزان این همه هنجار و قانون شکنی و اخلاق گریزی قطعا و یقینا کاهش می یابد.

برای مثال اگر عکس و تصویر مزاحمان خیابانی بانوان و خودروهایشان منتشر شود اینچنین بی شرمانه میادین و چهار راه های پایتخت صحنه هرزگی عده ای نخواهد شد.

اگر کسانی که با رفتارهای پرخطر در بزرگراهها عملا به حقوق و امنیت مردم چنگ می اندازند چند روزی در میادین شهر گردانده شوند یا دست کم عکس آنها برای  مردم در گذرگاهها نمایش داده شود شرم و نگرانی از این مجازات قطعا منجر به کاهش این رفتارهای خواهد شد.

خواهش می کنم اعتراض نکنید که این مجازاتها خلاف حقوق بشر و بی تناسب با جرم و تخلف و در دنیا بی سابقه است. پاسخ این است که چرا مظلومیت های متضررین را ملاحظه نمی فرمایید؟

آن بانوی بارداری که چند شب پیش در مسیر غرب به شرق بزرگراه حکیم بدون هیچ گناهی و در پی تخلف راننده ای مجرم کشته شد احساسات بشر دوستانه را تحریک نمی کند؟ و دهها مورد دیگر که ذکرآن موجب اطاله کلام می شود؟  چرا نباید قانونی وضع شود که متخلفانی که مکررا در رانندگی رفتارهای پرخطر انجام می دهند نه  تنها ازحق  رانندگی محروم بلکه از معامله و مالکیت خودرو نیز محروم شوند؟

چرا کسانی که در روز روشن از خودروی خود زباله به بیرون پرتاب می کنند نباید جریمه ای معادل حقوق یک سال رفتگر همان خیابان را پرداخت کنند؟

شک ندارم دو دسته از مخاطبان این نوشته با این دست  ایده ها مخالف هستند و نگارنده را مورد عتاب قرار می دهند.
دسته اول احیانا خاطیان و عاملان به چنین رفتارهایی که البته بعید است اینان اهل مطالعه و خواندن و شنیدن باشند و دسته دوم سهل انگاران و بی تفاوتهایی که آموخته اند باید با هر مصیبتی سوخت و ساخت.

اما روی سخن من در این نوشتار نمایندگان محترم مجلس ، حقوقدانان عزیز ، نیروی انتظامی ، روزنامه نگاران و نویسندگان و هنرمندان هستندکه کمی جدی تر و عملی تر به این مشکلات توجه کنند.
شهر  تهران بعنوان الگوی شهری در کشور باید به گونه ای مدیریت و بازسازی شود که مردم قانون مدار ، اخلاق مدار و مسئول و اهل اداب و رعایت حقوق دیگران در آن راحت و آسوده تر زندگی کنند و در آن احساس آرامش و امنیت کنند و بالعکس قانون گریزان و یاغیان و اخلاق ستیزان و هنجار شکنان در این شهر احساس نا امنی و عدم ارامش کنند.
به هرطرف که نگاه کنند دیوارهای بلندی به عنوان مانع در برابر رفتارهای متوحشانه و غیر مدنی خود ببیند و نه با موعظه و توصیه بلکه به شکل ساختاری باور کنند که زندگی در شهر قواعد و الزامات جدی و جبری دارد و برای اینکه همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند ناگزیر از رعایت و احترام به آنها هستند و تخلف از انها بسیار پرهزینه و گاه غیر قابل جبران خواهد بود.
منبع: www.asriran.com


کلمات کلیدی:
 
پیشنهاد عصرایران به مردم ایران: سوار اتوبوس های اسکانیا نشوید؛ ممکن است زنده زند
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٠  

عصرایران - شب گذشته ، دو اتوبوس اسکانیا ، بعد از برخورد با یکدیگر در اتوبان قم - تهران به طرز شگفت انگیزی آتش گرفتند و 44 مسافر ، زنده زنده در آتش سوختند و به طرز رقت انگیزی جان خود را از دست دادند. شدت حریق به حدی بود که اجساد قربانیان مظلوم این حادثه ، قابل شناسایی نیست.

در پی این فاجعه ، فرمانده پلیس راه کشور اعلام کرد که سیستم برق اتوبوس های اسکانیا ،نقص فنی دارد و این امر ، پیشتر نیز حادثه ساز شده و آتش سوزی اسکانیا را در پی داشته است.

چنین نقصی ( آن هم در اتوبوس هایی که مردم را در گروه های چند ده نفری جابجا می کنند) اگر در هر جای دنیا وجود می داشت ، اولین و بدیهی ترین کار مسؤولان ، ممانعت از تردد این خودروها بود.
بنابراین ، انتظار می رفت از همان ابتدا ، اجازه تردد به اسکانیا داده نشود یا بعدتر که نقص فنی آن مشخص شد، تا رفع نقص ،مانع حرکت آن در جاده شوند.
با این حال ، به هر علتی ، چنین اتفاقی نیفتاده و اسکانیاها ، همچنان در کار حمل و نقل مسافرند.

حالا که مسوولان در این زمینه کاری نکرده اند ، هر کدام از ما می توانیم برای حفظ جان خودمان هم که شده ، موقع خرید بلیت اتوبوس ، از متصدی مربوطه نوع اتوبوس را بپرسیم و اگر اسکانیا بود، از خرید بلیت خودداری کنیم و از اتوبوس های دیگر - که معمولاً هم وجود دارند - استفاده کنیم.

این که مسؤولان در این باره وظیفه دارند ، سخنی است درست اما عقل حکم می کند منتظر تصمیم چند نفر دیگر که پشت میزهای ریاست نشسته اند نمانیم و خودمان مواظب خودمان باشیم. سوار شدن بر اتوبوسی که سیستم برق مرکزی اش درست در کنار باک قرار دارد و با هر تصادفی امکان آتش سوزی و مرگ وجود دارد، با عقل سلیم سازگار نیست.


به نقل از سایت عصر ایران


کلمات کلیدی:
 
اسکانیا؛ کابوس توپولوف در روی زمین
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٠  

عصر ایران- فرمانده پلیس راه کشور علت اصلی سانحه مرگبار آزاد راه تهران – قم را « نقص سیستم برق رسانی اتوبوس های اسکانیا» اعلام کرده و گفته این نقص موجب می شود اتوبوس های اسکانیا پس از تصادف  دچار آتش سوزی شوند. علت دیگر، لاستیک های چینی این قبیل اتوبوس ها ذکر شده است.

ماجرای تلخ شامگاهان دوشنبه 18 شهریور ماه از این قرار است که لاستیک کم کیفیت چینی یکی از اتوبوس ها می ترکد، اتوبوس به لاین مقابل منحرف می شود و در اتفاقی بسیار هولناک با اتوبوس اسکانیای دیگری که از مسیر مقابل می آمده برخورد می کند و در جهنم  هولناکی که ایجاد می شود 44 مرد و زن و کودک زنده زنده می سوزند و دیگران با جراحت های شدید دست به گریبان اند.

اعلام نقص سیستم برق رسانی اتوبوس اسکانیا در حالی است که در اردیبهشت امسال نیز بر اثر برخورد یک دستگاه اتوبوس اسکانیا با یک کامیون بنز در استان خوزستان، اتوبوس آتش گرفته و 14 تن قربانی شده بودند. همان موقع هم سردار مهماندار اعلام کرد علت حادثه در دست بررسی است. 

رییس پلیس راه کشور می گوید ما به تنهایی نمی توانیم در مقابل نقص سیستم برق اتوبوس های اسکانیا اقدام کنیم و به همکاری دستگاه های دیگر و خصوصا قوه قضاییه نیاز است.

اگر اتوبوس های اسکانیا دچار نقص جدی است چرا اعلام نمی شود و چرا نوبت قبل اطلاع رسانی کافی صورت نپذیرفت؟

 درباره لاستیک های اسکانیا شنیده شده قیمت یک جفت آن 5 میلیون تومان است حال آن که نوع چینی آن 2 میلیون تومان ارزان تر است. علت آتش سوزی نیز نزدیک بودن باتری اسکانیا به مخزن گازوییل ذکر شده است .ضمن این که هنگام واژگون شدن اتوبوس اسکانیا هم ضعف ستون های آن موجب آسیب به سر و گردن سرنشینان می شود کما این که در یکی از حادثه های راهیان نور ، این نقیصه اسکانیا کلی تلفات گرفت.

 اگر پلیس از همه این موارد آگاه است اما امکان مقابله ندارد آیا نمی تواند خواستار جلوگیری از شماره گذاری شود؟ آیا در روز اول فروردین همین امسال در جاده مرند اتوبوس اسکانیا حادثه ساز نشد؟ با این اوصاف آیا پلیس راه نمی تواند مردم را از سوار شدن به اتوبوس اسکانیا بر حذر دارد؟
 سوای پلیس راه آیا سازمان استاندارد به وظیفه قانونی خود عمل کرده است؟ اگر همان گونه که پلیس گفته ، سیستم برق اسکانیا ، نقص دارد، چرا سازمان استاندارد ، اجازه شماره گذاری این اتوبوس را داده است؟

 به گفته سردار مهماندار 50 درصد تقصیر متوجه ترکیدگی لاستیک و 50 درصد  دیگر متوجه شرکت عقاب افشان نماینده اسکانیا در ایران است و « باید به فکر باشد این نقص را مرتفع کند». اما آیا همین که « به فکر باشد» کافی است و نباید تا رفع این نقیصه از تردد اتوبوس های اسکانیا جلوگیری شود؟

در این میان باید پرسید آیا پلیس راه نباید از اتوبوس ها برگه معاینه فنی بخواهد؟ آیا نباید لاستیک ها را کنترل کنند و مهم تر از همه نقص سیستم برق رسانی اتوبوس ها بررسی شود؟
خاطره تلخ مردم ایران از مرگبار بودن هواپیماهای توپولوف در آسمان های ایران هنوز باقی است و اکنون در زمین هم باید نگران اتوبوس های اسکانیا بود.

به نقل از سایت عصر ایران


کلمات کلیدی:
 
بازیگر جوان تئاتر ایران درگذشت
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٠  
بانی فیلم نوشت:

محمد بهرامی مساعد صبح روز یکشنبه 19 خرداد ماه 1392به دلیل سانحه رانندگی درگذشت.
او پیش از این در نمایش های «مهر ششم»،«آبی گونه»،«حساب پرداخت نمیشه» به ایفای نقش پرداخته بود و همچنین در نمایش های «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید» و «هفت طبقه» به عنوان دستیار کارگردان همکاری داشته است.


کلمات کلیدی:
 
عطر افشانی جوان تفرشی روی خط زندگی
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢٠  

 

هنوز هم بوی عطری که برای قدردانی از زحمات مادر خریده بود از خیابان آیت‌اللـه سعیدی تفرش به مشام می‌رسد. از مدت‌ها قبل برای غافلگیر کردن مادر در سالگرد ازدواجشان نقشه کشیده بود و 15 مهرماه برای اجرا کردن آن به مغازه عطرفروشی رفت و با خوشحالی عطر مورد علاقه مادر را خرید و آن را زیر پیراهن مخفی کرد تا در حضور مهمان‌ها آن را به مادر تقدیم کند. همراه با پسرعمو سوار بر موتور با خوشحالی به خانه بازگشت. در بین راه از سختی‌ها و تلاش‌هایی که مادر برای قبول شدن او در دانشگاه کشیده بود گفت و دوست داشت با این هدیه گوشه‌ای از زحمات او را جبران کند. تنها چند خیابان تا خانه فاصله داشت که ناگهان صدای ترمز شدیدی توجه همه اهالی تفرش را جلب کرد. آرش در حالی که غرق در خون بود نگاهی به شیشه شکسته عطری که برای مادر خریده بود انداخت. چشمانش که به دنبال مادر بود برای همیشه در حسرت دیدار دوباره بسته شد.


وقتی پزشک بیمارستان ولیعصر (عج) اعلام کرد آرش هیچگاه به زندگی بازنخواهد گشت مادر علی‌رغم همه سختی‌ها و مصیبت‌هایی که باید تحمل می‌کرد اجازه نداد تا اعضای بدن پسرش در زیر خاک مدفون شود و همراه همسرش پیکر بی‌جان آرش را به بیمارستان امام خمینی (ره) تهران منتقل کرد تا طنین قلب پسرش را در سینه جوان دیگری بشنود. طیبه دادوین امروز با آرامش از آرش 18 ساله‌اش سخن می‌گوید و برای دیدن بیمارانی که اعضای بدن پسرش به آنها پیوند زده شده است لحظه شماری می‌کند. او از آخرین دیدار و بدرقه پسرش و جای خالی او در محرم امسال گفت.
18 سال قبل خداوند آرش را به ما داد. از به دنیا آمدن او خیلی خوشحال بودیم و برای آینده او هزاران نقشه داشتیم. او بچه درس خوان و مهربانی بود وقتی محرم فرا می‌رسید همیشه در هیأت‌ها بود و طبل و سنج می‌زد. چهار سال بعد از تولد او خدا دختری به ما عطا کرد و شادی زندگی ما کامل شد. سال‌ها به سرعت سپری شد و آرش برای کنکور آماده می‌شد. چند هفته قبل وقتی خبر قبولی‌اش را در رشته کامپیوتر به من داد از اینکه یکی از آرزوهایم برآورده شده بود خدا را شکر کردم، هیچ‌وقت روز اولی که به دانشگاه رفت را فراموش نمی‌کنم. از همان روز اول او را مهندس صدا می‌زدم.
مادر با یادآوری روز حادثه آهی کشید و ادامه داد: مغازه پوشاک دارم و هر بار برای خرید جنس همراه آرش به تهران می‌رفتم. آخرین بار همراه من نیامد و گفت وابستگی زیاد خوب نیست. بعد از بازگشت به تفرش خودم را برای مهمانی سالگرد ازدواجمان آماده می‌کردم. روز حادثه آرش همراه پسرعمویش سوار بر موتور درحالی که جعبه شیرینی در دست داشت به مغازه آمد و آن را به دست من داد و گفت برای خرید چیزی باید برود. می‌دانستم که می‌خواهد برای من کادو بخرد از او خواستم مراقب باشد، هنوز ساعتی نگذشته بود که به من خبر دادند آرش و پسرعمویش با خودرویی در خیابان آیت‌اللـه سعیدی تصادف کرده‌اند. نمی‌دانم چطور خودم را به بیمارستان رساندم، وقتی چشمم به آرش که زیر دستگاه بود افتاد دلم فرو ریخت و خاطره بد سال گذشته برای من دوباره زنده شد. 15 مهر ماه سال قبل آرش درحالی که سوار بر موتور بود به دره‌ای سقوط کرد و همه حتی افسر راهنمایی و رانندگی به ما اعلام کردند که اگر کسی از این بلندی سقوط کند حتماً کشته می‌شود ولی خدا او را به ما دوباره داد و آرش از حادثه جان سالم به در برد.
وی ادامه داد: سراغ پسرعموی آرش که از ناحیه لگن آسیب دیده بود رفتم و وقتی از او خواستم ماجرا را تعریف کند گفت همراه آرش به مغازه عطرفروشی رفته بودند و بعد از خرید عطر مورد علاقه من در حالی که آرش ترک موتور نشسته بود به خانه بازمی‌گشتند که با خودرویی تصادف کردند و آرش با سر به زمین خورد.
مادر آرش با بیان اینکه شیشه شکسته عطر را همراه وسایل پسرش به او تحویل دادند گفت: در چهار روزی که آرش در بیمارستان بستری بود نمی‌توانستم از او جدا شوم و بالای سرش قرآن می‌خواندم امید داشتم چشمانش را باز کند و بازهم من را صدا بزند.
طی این مدت به رفتارهای اطرافیان و اقوام که به ملاقات آرش می‌آمدند مشکوک شده بودم. حس می‌کردم آنها چیزی را از من مخفی می‌کنند و اجازه نمی‌دهند من با پزشک آرش صحبت کنم.
تصمیم گرفتم خودم از سرنوشت آرش مطلع شوم به همین خاطر در فرصتی مناسب سراغ دکتر رفتم و او که نمی‌دانست من مادر آرش هستم گفت او مرگ مغزی شده و تا 48 ساعت دیگر زنده نمی‌ماند. شنیدن این خبر شوک بزرگی بود و وقتی از اتاق دکتر بیرون آمدم چند دقیقه گریه کردم.
یاد مهربانی‌های آرش افتادم. او هیچ‌وقت طاقت دیدن اشک‌های من را نداشت و می‌گفت وقتی گریه می‌کنم چهره‌ام زشت می‌شود. یاد روزی افتادم که به خاطر مرگ خواهرزاده‌ام گریه می‌کردم و آرش عکس او را از مقابلم برداشت و کنار عکس خودش گذاشت و گفت نمی‌خواهد پسرخاله‌اش تنها باشد.
تصمیم بزرگ
مادر از تصمیم بزرگی که همراه همسرش گرفت اینگونه گفت: وقتی فهمیدم آرش دیگر نزد ما برنمی‌گردد به نمازخانه بیمارستان رفتم و موضوع را به همسرم گفتم. از او خواستم برای اهدای اعضای بدن پسرمان تلاش کنیم و اجازه ندهیم اعضای بدن او زیر خاک برود. همسرم باور نمی‌کرد من برای این تصمیم پیشقدم شده باشم. با کمک کادر پزشکی بیمارستان ولیعصر (عج) پسرم را به بیمارستان امام خمینی (ره) تهران منتقل کردیم. پزشکان بعد از معاینه به ما اعلام کردند 5 عضو از اعضای پسرم قابل پیوند است و ساعتی دیگر به اتاق عمل منتقل خواهد شد.
وداع آخر
لحظه آخر با پسرم خلوت کردم و بعد از بوسیدن چشمانش او را از زیر قرآن رد کردم و او را به خدا سپردم و خواستم تا ما را دعا کند. بعد از چند ساعت پیکر او را برای خاکسپاری به تفرش منتقل کردیم و امروز با وجود آنکه بیش از دو هفته است که آرش در میان ما نیست ولی احساس می‌کنم او همیشه در کنار ما بوده است.
خوشحالم که اعضای بدن پسرم زندگی دوباره‌ای به 5 بیمار خواهد داد و از مسئولان بیمارستان خواهش کردم تا چندی بعد برای یکبار هم که شده اجازه بدهند با کسی که قلب پسرم در سینه او می‌تپد ملاقاتی داشته باشم و با شنیدن صدای قلب پسرم آرامش بگیرم. مادر سکوت کرد، در سکوت او خاطره 18 سال زندگی در کنار تنها پسرش موج می‌زد امواجی که تا سال‌ها بر قلب او طنین خواهد انداخت.
روزنامه ایران شماره 7 آبان 1391


کلمات کلیدی:
 
روز جهانی ارتباطات بر شما مبارک باد
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٧  

هر ساله دبیر کل اتحادیه بین‌المللی مخابرات در پیام خود به مناسبت روز جهانی ارتباطات، شعاری را برای آن سال انتخاب و تاکید می‌کند که کشورهای عضو برای تحقق این شعار تلاش کنند.

«فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات و افزایش ایمنی جاده‌ها» شعاری است که امسال به مناسبت روز جهانی مخابرات و جامعه‌ی اطلاعات در سال 2013 اعلام شده است.

فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات ICT، نقشی بسیار مهم در ایجاد فرصت‌ها در همه جنبه‌های زندگی بشری دارد. امروزه، ما هنگامی که در خودروهای مان در حال رانندگی هستیم، وسایلی در اختیار داریم که با چند اشاره‌ی انگشت ما، امکان ِبرقراری ارتباط در سراسر جهان، هدایت در ترافیک سنگین و مسیریابی در مناطق ناآشنا را می‌دهند. در عین حال، ما می‌توانیم از میان انبوهی از سرگرمی‌ها، اَعم از موسیقی، برنامه‌های رادیویی، تلویزیونی یا رسانه‌های اجتماعی، گزینه‌ی مورد علاقه‌ی خود را در حین رانندگی انتخاب کنیم.

پیام سال‌های گذشته که از سوی اتحادیه جهانی مخابرات درنظر گرفته شده است؛

سال91: «زنان و دختران در عرصه ICT»، سال 90: با عنوان "زندگی بهتر در جوامع روستایی با استفاده از ارتباطات و فناوری اطلاعات " سال 89: با تاکید بر" استفاده از تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی برای ساختن " شهر بهتر و زندگی بهتر " سال88: "مراقبت از کودکان در محیط اینترنت" سال87: "برقراری ارتباط جوانان، فرصت‌های فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات" سال 86: "دادن فرصت‌های ICT به جوانان " سال 85: "ارتقای جهانی امنیت رایانه‌یی" سال84: "ایجاد یک جامعه‌ی اطلاعاتی مساوی و منصفانه" سال 83: "فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی،‌ پیشروی راهی به سوی توسعه‌ی پایدار".

به امید محقق شدن این پیام های  زیبا تلاش میکنیم


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢  

آیا ارتباطی بین انسان سالم و رانندگی سالم می‌بینید؟

نازنین صادقی

طبیعت هر انسانی یکتا و منحصر به فرد است. انسان ویژگی‌هایی دارد که به رشد فردی او کمک می‌کند. او زمانی به کمال می‌رسد که بتواند استعدادهایش را شکوفا کند. استعدادها و ویژگی‌ها در همه انسان‌ها وجود دارد اما نزد همه یکسان نیست.

استعداد یعنی توانمندی‌ای که من در این زمینه می‌توانم انجام دهم و دیگری این‌گونه نمی‌تواند. استعداد، آن ویژگی‌ای است که میان من و دیگران تفاوت ایجاد می‌کند و در نهایت به شکوفایی و سازندگی می‌رسد. شخصیت سالم انسان را به شکوفایی استعدادهایش می‌رساند. اما شخص سالم چه ویژگی‌هایی دارد:

  • می‌داند کیست و کجاست
  • نقاط قدرت و ضعف خود را می‌شناسد
  •  شکیبا است
  • خود را می‌پذیرد
  • به آن‌چه نیست تظاهر نمی‌کند
  • در گذشته زندگی نمی‌کند
  • از هستی خود در حال حاضر آگاه است و نگاه به آینده دارد
  • در جست و جوی تجربه‌های تازه است
  • در تلاش برای رسیدن به هدف‌هایی است که به زندگی‌اش معنا می‌بخشد
  • بر زندگی تسلط آگاهانه دارد
  • در انتخاب عملش آزاد است
  • مسوول هدایت زندگی خود و سرنوشت خود است
  • به زندگی عشق می‌ورزد
  • در زندگی معنا و دورنمای مناسب خود را یافته است
  • با دیگران ارتباط می‌گیرد و در مقابل خود و دیگران مسوول است

موانع بازدارنده‌ی بروز استعداد را بشناسیم:

 الف- فردی

  • سرعت در زندگی
  • اضطراب و ناآرامی
  • ترس
  • به دنبال نتیجه بودن
  • بی‌تفاوتی نسبت به خود، جامعه و جهان هستی
  • نشناختن توانایی‌ها، احساسات و نیازهای خود
  • ازبین رفتن شور و شوق در زندگی

ب- خانوادگی

  • تقلید، رقابت‌ها، حسادت‌، برتری‌جویی
  • تصمیم‌گیری به جای فرد
  • دخالت‌های پرورشی، رشدی، تغذیه‌ای

پ- فرهنگی

  • کوچک‌بینی فرد
  • انواع تعصب (جنسی، قومی، تحصیلات، تغذیه، ...)
  • حذف تدریجی گویش‌ها و لهجه‌ها

ت- اجتماعی

  • محدودیت‌ها و کمبودهای روش‌های اجتماعی
  • کمبود منابع مطالعاتی
  • کمبود تجربه
  • محدود کردن ابزار و تنگ کردن محیط (دیدن تنها یک راه حل برای مشکل، ...)
  • ترویج اندیشه‌ی نیستی (ناامیدی، افکار منفی، ...)

ج- اقتصادی

  • تورم
  • انحصاری بودن بازار کار (انتخاب شغل و رشته بر اساس جای خالی که در جامعه وجود دارد)
  • بحران‌ها

در این باره با یکدیگر بیشتر گفت و گو خواهیم کرد. ] نشریه‌ی نامه مربی،موسسه پژوهشی کوکان دنیا، شماره‌ی 58، بهار 90[


کلمات کلیدی:
 
دوتعریف ترافیکی
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢  

دو تعریف ترافیکی

مطلبی از : محبوبه ذاکری سهی

 

عابر پیاده: موجودی است که وسیله نقلیه ندارد یا از وسیله نقلیه اش برای آمدوشد در خیابان‌ها و بزرگراه‌های شلوغ شهر استفاده نمی‌کند. این موجود هم مانند رانندگان وسایل نقلیه کار می‌کند، درس می‌خواند، تفریح می‌کند، خانواده دارد، از جنس پوست و گوشت و استخوان است و یارای مقاومت در برابر آهن و شیشه را ندارد. همچنین در صورتی که این موجود با ضربه‌ای پرشتاب توسط یک جسم سخت مانند وسیله نقلیه پرتاب شود به راحتی ترک برمی‌دارد و حتی از هستی ساقط می شود.

خط کشی عابر پیاده: خطوطی سفید،عریض و موازی است که کف خیابان‌ها برای عبور عابر پیاده  رسم می‌شود. معنی دیگر این خطوط سفید راه راه این است که رانندگان به هنگام نزدیک شدن به آن به وسیله نقلیه خود فرمان توقف یا کندی حرکت بدهند. به این ترتیب عابر پیاده با اطمینان از روی این خط کشی رد شده و وسیله نقلیه و راننده و سرنشینان آن، در انتظار عبور عابر از روی این خط می مانند. در صورتی که عابر یا راننده به این دو اصل و فرض بدیهی در ایجاد خط کشی توجه نکنند و عابر از روی محلی به جز خط‌کشی از عرض خیابان عبور کند یا وسیله نقلیه به هنگام رسیدن به خط‌کشی عابر، به جای شتاب منفی ، شتاب مثبت بگیرد و خود را در رقابت با عابر پیاده ببیند امکان برخورد جسم سخت یعنی وسیله نقلیه و جسم نرم یعنی عابر پیاده به وجود می‌آید که کمترین نتیجه‌اش آسیب جدی به عابر پیاده است و در صورت شتاب زیاد وسیله نقلیه، احتمال نیستی عابر پیاده نیز وجود دارد. در صورت نیستی عابر پیاده، قانونی وجود دارد که راننده وسیله نقلیه را موظف به پرداخت مبلغ قابل ملاحظه‌ای به خانواده عابر پیاده می‌کند و در هرصورت. هر دو در این رقابت بازنده خواهند بود. از انجا که این اتفاق هرروز و هر دقیقه نمی‌افتد هم عابر و هم راننده خود را فریب می‌دهند و می‌پندارند که احتمال وقوع این رخداد برای آنها صفر است.

آمار کم نظیر و قابل ملاحظه حوادث  رانندگی و تلفات ناشی از آن داستانی تکراری است. بخشی از تلفات تصادفات به تداخل حرکت عابر و وسیله نقلیه مربوط می‌شود. به جرات می‌توان گفت که یکی از دلایل بروز این نوع تصادفات همین حس رقابت راننده و وسیله نقلیه در عبور از خط کشی عابر پیاده است.  آیا تا به حال با خود اندیشیده‌ایم که تفاوت زمان عبور و سفرمان از یک خط کشی، با توقف برای عابر و بدون آن چقدر است؟ آیا فکر کرده‌ایم که آن عابری که با ترس و لرز از روی خط کشی رد می‌شود می‌تواند پدر و مادر یا خواهر و برادر و یا فرزند ما باشد؟ آیا لحظه‌ای به این تامل کرده‌ایم که اگر ما به عنوان عابر مسافتی طولانی‌تر را طی کنیم که به خط‌کشی برسیم احتمال طولانی تر شدن عمرمان را به مراتب بیش از زمان لازم برای آن پیاده‌روی افزایش خواهیم داد و نیز مالکیت و حق تقدم خود را، در استفاده از این خطوط به رانندگان رقیب خود اثبات کرده و آموزش خواهیم داد؟ آیا باور این واقعیت سخت است که احساس قدرت ما به عنوان راننده در داخل وسیله نقلیه باید به مراتب کمتر از زمانی باشد که پیاده هستیم، چون ما به عنوان راننده با وسیله نقلیه آسیب‌رسان خود، مسئولیت عمر همه عابران را خواهیم داشت در حالی که به عنوان عابر، حداکثر، اتفاقی ناگوار برای خود ما خواهد افتاد؟!


کلمات کلیدی:
 
جناب آقای وزیر لطفا بخوانید!
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱  
 
عصرایران - جنگ هشت ساله ، به معنای واقعی کلمه  "دفاع مقدس" بود و ما ، اگر امروز زنده ایم و نفس می کشیم ، به خاطر مردانی است که به خاطر ما ، دین ما ، دنیای ما ، ناموس ما و زندگی ما ، رفتند و جنگیدند ، گروهی از آنان ، پر کشیدند و برای همیشه از پیش ما رفتند، جمعی شان با زخم جنگ بازگشتند ..."و منهم من ینتظر"!

از این رو ، پاسداشت دفاع مقدس ، نه یک اقدام صرفاً سیاسی ، که امری اخلاقی و ملی نیز هست. این رویکرد ، تنها ویژه کشور ما نیست و در همه دنیا ، ولو با گذشت دهه ها ، از سربازانی که برای وطن جنگیدند ، تجلیل می شود.

در کشور ما ، یکی از برنامه هایی که برای پاسداشت دفاع مقدس اجرا می شود ، پروژه "راهیان نور" است که طی آن ، افراد مختلف از مناطقی که زمانی میدان جنگ بودند ، بازدید می کنند و توسط روایتگران مطلع ، در جریان وقایعی که در آن سرزمین ها رخ داده قرار می گیرند.

می گویند افراط و تفریط ، آفت هر چیز است و درست هم می گویند. این قاعده در اینجا هم صدق می کند و به نظر می رسد در سال های اخیر ، ابتکار ملی و دینی "راهیان نور" دچار افراط شده است و اتفاقاً این افراط ، بزرگ ترین آسیب به ارزش های دفاع مقدس است.

رفتن به مناطق جنگی ، تا پیش از این ، امری کاملاً «دلی» بود و هر آن کس که هوای تنفس در فضای شهدا و رزمندگان را داشت ، به سمت مناطقی که سابقاً «جبهه» نامیده می شدند می رفت و انسی می گرفت و خلوصی می یافت و با روحیه ای جدید به شهر باز می گشت.

اما در سال های اخیر ، به "خاطر" یا به "بهانه" آشنایی دانش آموزان با ارزش های دفاع مقدس ، آنها را در قالب کاروان های راهیان نور، به مناطق عملیاتی دوران جنگ می فرستند.
اگر تا پیش از این ، رفتن به این مناطق ، بر مبنای تصمیم فردی افراد بود ، این بار ، وزارت آموزش و پرورش و سازمان بسیج ، توافقنامه امضا کردند تا دانش آموزان را مسافر راهیان نور کنند!
در مدارس هم با وعده نمره در درس آموزش دفاعی ، دانش آموزان را ترغیب کردند که چند روزی را به مناطق عملیاتی بروند! آن هم در ایام سال تحصیلی که نوعاً دانش آموزان از هر برنامه ای که منجر به تعطیلی کلاس ها باشد ، بنا به مقتضیات سن و سال شان ، استقبال می کنند.
واقعاً این چه نوع فرهنگ سازی است که با وعده و وعید و تعطیلی کلاس ها و ایجاد وقفه در جریان تحصیلی بچه های مردم انجام می شود؟

مگر تنها راه انتقال فرهنگ ایثار و دفاع به دانش آموزان این است که به آنها بگویند اگر در فلان درس نمره می خواهید از والدین خودرضایت بگیرید تا به غرب و جنوب کشور برویم؟! مگر بسیجیان جان بر کفی که در طول هشت سال دفاع مقدس برای دین و میهن شان شرافتمندانه جنگیدند ، در اردوهای رسمی این چنینی تربیت شده بودند؟!
فرهنگی که با اجبار و وعده نمره و ذوق تعطیلی کلاس ها ایجاد شود ، فرهنگ نیست ؛ دور ریختن امکانات و یک امر ضد فرهنگی است.

از این گذشته ، وقتی برای امری غیر ضروری ، تلفات جانی بر خانواده ها تحمیل می شود ، آیا خود این ، ضد تبلیغ نیست؟ آیا نمی گویند که چه الزامی است که بچه های مردم را به اسم درس آموزش دفاعی و بازدید از مناطق جنگی و دادن نمره و ... راهی جاده های خطرناک کنند و هر از گاهی نیز تعدادی از آنان کشته شوند یا مجروح و دچار نقص عضو شوند؟!

راهیان نور
اتوبوس حامل دانش آموزان بروجنی (راهیان نور)
در این حادثه 26 نفر جان باختند
مسوولان آموزش و پرورش ، در این باره از خود سلب مسوولیت کرده و راهیان نور را پروژه بسیج اعلام کرده اند. درست است که متولی راهیان نور ، بسیج است ولی آیا سازمان بسیج ، بچه ها را به زور از مدارس بیرون برده و راهی مناطق عملیاتی می کند یا این که خود وزارت آموزش و پرورش ، توافقنامه امضا کرده و دانش آموزان را در اختیار بسیج قرار می دهد؟
چطور است که وقتی سخن از نقش و اهمیت راهیان نور است ، مسوولان آموزش و پرورش ، با افتخار می گویند که برای اعزام یک میلیون دانش آموز به راهیان نور ، چنین و چنان کرده اند ولی وقتی حادثه ای پیش می آید ، شانه از مسوولیت خالی می کنند؟!

درچند روز اخیر که حادثه خونین و بسیار غم انگیز کشته شدن 26  دانش آموز دختر بروجنی ، فضای کشور را متأثر کرده است ، همه مسوولان ، بر لزوم اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از حوادث مشابه تأکید کرده اند ، کما این که در حوادث قبلی نیز تأکید می کردند ولی کاری از پیش نرفت و تنها بر تعداد دانش آموزان کشته شده در این مسیر افزوده شد!

از آنجا که فرستادن دانش آموزان به راهیان نور ، با توجه به شرایط پیش گفته ، فاقد وجوه معنوی و فرهنگی لازم است و اتفاقاتی مانند واژگون شدن اتوبوس دانش آموزان نیز می تواند فضای عمومی جامعه را به اصل موضوع پرداخت به دفاع مقدس منفی کند و کلیت طرح راهیان نور را زیر سوال ببرد و نیز با توجه به این که در پروسه اعزام یک میلیون دانش آموز* به مناطق جنگی ، آن هم با این جاده ها و وسایل نقیه ، احتمال وقوع حوادث بعدی قریب به یقین است ، بهترین تصمیم برای نجات جان دانش آموزان این است که پروژه اعزام غیرضروری دانش آموزان به مناطق جنگی را متوقف کنند و بگذارند هر کس که خودش خواست ، به راهیان نور بپیوندد ، نه این که یک میلیون دانش آموز را دسته دسته جمع کنند و بی آن که ضرورتی داشته باشد ، چند روزی آنها را از درس و مدرسه دور کنند و نهایتاً هم طرح معنوی راهیان نور را به یک اردوی تفریحی برای نمره و دوری از کلاس تبدیل کنند و گاه ، حوادثی مرگبار نیز رقم بزنند.
ادامه این روند ، نه تنها سودی ندارد ، بلکه اصل "راهیان نور" که یک طرح ارجمند ملی و دینی است را نیز زیر سؤال می برد و قطعاً خود شهدا نیز راضی به این وضعیت نیستند.

* عدد یک میلیون دانش آموز ، بر مبنای توافق امضا شده بین آموزش و پرورش و سازمان بسیج است.
به نقل ازhttp://www.asriran.com/

 


کلمات کلیدی:
 
دیدگاه های یک محقق برجسته سلامت عمومی در زمینه ایمنی راهها
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٠  

پروفسور مارک روزنبرگ رئیس مجمع جهانی ایمنی راه‌هاست که در زمینه برنامه­ریزی سلامت جهانی فعالیت می کند. او پیش از این رئیس و مدیر اجرایی یک موسسه خیریه بود که در زمینه ارتقای بهداشت عمومی و توسعه انسانی فعالیت می‌کرد. او سابقه بیش از 20 سال فعالیت در مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها در زمینه ریشه یابی مرض آبله و بیماری‌های روده ای را نیز در کارنامه خود دارد. وی همچنین عضو انستیتوی بهداشت است. پروفسور مارک روزنبرگ تحصیلات آکادمیک خود را در رشته سیاستگذاری عمومی در دانشگاه هاروارد به پایان رسانده است. مجله ISO Focus که یک مجله تخصصی در زمینه استاندارد ایزو است، مصاحبه‌ای با وی انجام داده که در ادامه می‌خوانید. در این مصاحبه علاوه بر وضعیت کلی ایمنی راه‌ها در جهان، به موضوع استاندارد جدید ایزو در زمینه ایمنی راه ها(ایزو 39001)  نیز پرداخته می‌شود.

متن این مصاحبه توسط جناب آقای مهندس رضا فتوره چی کارشناس ارشد برنامه ریزی حمل و نقل برای وبلاگ انجمن حامیان سفر ایمن ترجمه شده است. 
برای خواندن مصاحبه لطفا به قسمت صفحات وبلاگ مراجعه فرمایید.

 


کلمات کلیدی:
 
بیاموزیم!
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٧  

در پی حادثه دلخراش مرگ 28 نفر از سرنشینان یک اتوبوس حامل دانش‌آموزان بلژیکی که برای یک اردوی تفریحی به کشور سویس رفته بودند، پرچم‌های اتحادیه اروپا به حالت نیمه افراشته درآمد، یک دقیقه سکوت و یک روز عزای عمومی اعلام شد.  

 


کلمات کلیدی:
 
اقدام انسانی در وزارت راه
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  

عصرایران - خبری که در پایان هفته از سوی وزارت راه و شهرسازی اعلام شد ، هر چند همانند خبرهای سیاسی جامعه سیاست زده ما در کانون توجهات قرار نگرفت اما به معنای کامل کلمه ، "خبر خوش" بود و "انسان دوستانه".

 خبر این است: " از 15 بهمن سیستم (ETC) عوارضی آزاد راه تهران – قم آغاز به کار می کند . در این سیستم خودروهایی که از عوارضی های آزاد راه ها عبور می کنند ، با چسباندن برچسب خاصی به شیشه خودرو ، بدون توقف از آن عبور می کنند و سیستم به طور خودکار آن برچسب را خوانده و مبلغ عوارض را کم می کند. قرار است این سیستم در بقیه آزادراه ها و اتوبان های کشور راه اندازی شود."


"خوش" و " انساندوستانه" بودن این خبر از آن جهت است که همین الان که شما در حال خواندن این خبر هستید ، تعداد قابل ملاحظه ای از هموطنان مان به دلیل فقدان این سیستم ، در گورستان ها آرمیده اند که آخرین سانحه بزرگ مربوط به آن در نهم فروردین امسال رخ داد و طی آن 39 نفر کشته و زخمی شدند.
 
قضیه از این قرار بود که یک دستگاه اتوبوس مملو از مسافر در عوارضی اتوبان قم - کاشان متوقف شده بود که ناگهان یک کامیون از پشت به آن می کوبد و در این بین یک پراید هم آسیب می بیند و عوارضی ، رنگ خون به خود می گیرد.

در مهر ماه سال 89 هم در عوارضی کرج - قزوین ، اتوبوسی برای عبور از محل اخذ عوارض بزرگراهی ، سرعت خود را کم کرده بود که ناگهان تریلری با سرعت از پشت به آن برخورد کرد و آنچه نباید رخ می داد به وقوع پیوست: 14 ایرانی کشته و 31 نفر هموطن دیگر مجروح شدند.


در آن زمان (ششم مهر 89) عصرایران نوشت:
 « واقعیت این است که وجود پدیده ای به نام "ایستگاه دریافت عوارض بزرگراهی" سال هاست که در این مملکت قربانی می گیرد و فاجعه عوارضی قزوین - کرج ، نه اولین حادثه از نوع خود بود و اگر فکری اساسی به حال این موضوع نشود ، آخرین بار نیز نخواهد بود.

هم اکنون در بسیاری از کشورها و حتی در ممالک عربی دور و بر خودمان ، عوارض بزرگراهی ،  نه با شیوه فشل و قدیمی " توقف - پرداخت - دریافت رسید" که با بهره گیری از سیستم های الکترونیک از صاحبان خودروها اخذ می شود.

آنها به جای این که در بزرگراه ها جایگاه درست کنند و دهها نفر نیرو استخدام نمایند و خودروها را متوقف و ایجاد صف نمایند ، تمام خودروهای شان را به "تگ های الکترونیک"(ترانسپوندر) مجهز می کنند که مانند برچسب کوچکی روی شیشه خودروها یا پشت آینه آنها نصب می شود.

سپس در جاهایی که باید عوارض اخذ شود ، به جای ایستگاه های عریض و طویل عوارضی ،سیستم های بی سیم تعبیه می کنند که خودروها با همان سرعت مثلاً 120 کیلومتر از زیر آن رد می شوند و در همان لحظه ، حساب مالک خودرو ، به اندازه مبلغ عوارض بدهکار می شود.
در این روش ، نه توقفی هست ، نه تصادفی و نه صف و اتلاف وقت و منابع مادی و انسانی.

جالب اینجاست که برخی برآوردها حاکی از ان است که میزان هزینه های ناشی از توقف خودروها در پشت ایستگاه های عوارضی مانند هزینه های  اتلاف وقت ، استهلاک خودرو ، سوخت ، دستمزد عوامل انسانی ، نگهداری ایستگاه و ... در بسیاری از مواقع ، مجموعاً رقمی بالاتر از مبلغ عوارضی است و اگر اساساً هیچ گونه عوارضی اخذ نشود ،بیشتر به نفع اقتصاد ملی است! »


 عصرایران بعد از تصادف خونین عوارضی قم - کاشان ، بار دیگر بر لزوم استفاده از "تگ های الکترونیک" در عوارضی ها برای جلوگیری از حوادث مشابه تاکید کرد و جالب اینجاست که همان موقع هم وزارت راه و ترابری سابق ، با ارسال جوابیه ای به عصرایران تقصیرها را به گردن راننده خواب آلود کامیون انداخت و عهده خود را مبرا کرد.

اینک اما نیکبختانه پیشنهاد عصرایران بعد از قریب به دو سال نوشتن و فریاد زدن محقق شده است و این خبر از آن نظر اهمیت انسانی دارد که می تواند جان خیلی ها را در آینده نجات دهد.

با این اوصاف هنوز، طرح ناقص است زیرا اولاً شامل همه خودروها نمی شود و ثانیاً تنها در یک آزاد راه اجرا می شود. البته انتظارنیست که از روز اول همه خودروها و همه اتوبان ها و آزادراه ها مجهز به این سیستم شوند ؛ بالاخره هر کاری نقطه شروعی دارد و امیدواریم این نقطه شروع ، عقیم نماند و از این پس شاهد توقف در اتوبان ها برای پرداخت عوارض و اتلاف وقت و انرژی و حوادث احتمالی نباشیم.

در کنار همه نقدهایی که به دستگاه های دولتی وارد می کنیم ، باید کارهای مثبتشان  را نیز ذکر کنیم و تقویت نماییم . راه اندازی سیستم الکترونیک عوارض اقدام مثبتی است که قطعاً ناجی جان انسان های زیادی در گذر زمان خواهد شد و کسی چه می داند شاید من و شما در یکی از سال هایی که می آید بی آن که بدانیم نجات یافته این طرح باشیم.

منبع: http://www.asriran.com/


کلمات کلیدی:
 
چگونه به مصدومان حوادث رانندگی کمک کنیم ؟
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٦  

بی‌خطر کردن‌ محل‌ حادثه‌ قبل‌ از حاضر شدن‌ بر سر مصدومان‌، بسیار حیاتی‌ است‌. این‌ اقدام‌ به‌ شما امکان‌ می‌دهد که‌ از خود، مصدوم‌ و سایر افراد عبورکننده‌ از جاده‌ حفاظت‌ کنید. به‌ محض‌ بی‌خطر شدن‌ محل‌، به‌ سرعت‌ وضعیت‌ مصدومان‌ را ارزیابی‌ کرده‌، درمان‌ را اولویت‌بندی‌ کنید. به‌ مصدومانی‌ که‌ به‌ کمک‌های‌ اورژانس‌ نیاز دارند، قبل‌ از دیگران‌ رسیدگی‌ کنید.

این مطلب برگرفته از سایت پزشکان بدون مرز است. برای خواندن متن کامل آن می توانید به قسمت صفحات وبلاگ مراجعه فرمایید.


کلمات کلیدی: