با عرض معذرت؛ برخی باید مالیات توحش بپردازند !

عصرایران ؛ دکتر امیر دبیری مهر - اگر شما هم مثل من هر روز صبح قبل از صبحانه تعدادی از روزنامه ها را بخوانید متاسفانه هر از گاهی اخباری بسیار تاسف بار را مشاهده می کنید که شاید در کمتر نقطه ای از جهان مشابه داشته باشد. مانند خفه شدن دو کودک توسط پدرشان(!) در حمام بخاطر جدایی از همسر  یا لج بازی دو خودرو در بزرگراهی در تهران که منجر به کشته شدن افرادی بی گناه در لاین مقابل شده است و صدها مورد دیگر که قلم از واگویی آنها شرمگین و اندوهگین است . مثالهای جزیی تر و ظاهرا کم اهمیت تر ولی به نظر اینجانب به  همان اندازه شرم آور تر دررفتارهای غیر مدنی دیگری در زندگی روزمره نیز وجود دارند مانند:
 پرتاب کردن آشغال و زباله از درون خودرو به بیرون  
پارک کردن خودرو در پیاده رو یا جلو درب منزل یا پارکینگ دیگران  
 صف کشیدن مردان خیابانی یا هرزه خودرو سوار در کنار خیابان برای زنانی که کنار میادین و خیابان ها منتظر تاکسی هستند  
خشونت زبانی و فحاشی های بی شرمانه در ترافیک تهران بخاطر مسائل بسیار ابتدایی
خفت گیری و کیف قاپی در روز روشن در خیابانها و کوچه ها  
و دهها ناهنجاری دیگر که روزانه می بینم و از کنار آن به اسودگی می گذریم.

از این دست ناهنجاریهای دل آزار و شرم آور در زندگی در تهران به وفور دیده می شود و چشم ها و ذهن های حساس و مسئول را به خود مشغول می کند هرچند عده ای کبک وار خواهان ندیدن و کم توجهی به این معضلات هستند و با خود فریبی ای به نام خوش بینی و مثبت اندیشی نمی خواهند باور کنند که این شهر دچار ویروس های سهمگینی شده است و باید برای آن چاره اندیشی کرد.
بماند که آنچه به عنوان شاهد آورده شد روی پوست شهر است و در این نوشتار نه می توان و نه مجال آن وجود دارد که مقداری به زیر پوست شهر برویم و گرنه به شکل منطقی "صورتی درزیر دارد انچه در بالاستی". به عبارت دیگر این همه بی قوارگی و نازسازواری و پلشتی های رفتاری در روی پوست شهر تهران تنها گوشه هایی از دریا دریا تالابهای متعفن در زیر پوست شهر است که تحلیل و واکاوی آن هفتاد من مثنوی خواهد شد.

سخن درباره  شهری است که از حداقل اخلاق و مدنیت برای یک زندگی حداقلی خالی است . وضعیت نابسامان پیش آمده ناشی از دلایل و علل متعددی است  که شرح انها موضوع این نوشته  نیست اما برای تحمل پذیر کردن این شهر برای زندگی باید بگویم ناگزیر باید روشهای قهر آمیز را در مقام مسکن و پیشگیری از تشدید بحران بکار گرفت زیرا هزینه تخلف و هنجار شکنی و تضییع حقوق دیگران در این شهر بسیار پایین است و هزار و یک دلیل قانون شکنان را از تعدی و تجاوز و هدم حقوق دیگران  باز نمی دارد.

یک نمونه عینی آن وضعیت رانندگی و عبور و مرور افسار گسیخته در شهر است که هم فرهنگ دیرپای ایرانیان را در سطح جهانی به سخره گرفته است و هم خسارات و تلفات جبران ناپذیری را برای شهروندان بی گناه به بار اورده است و گویی هیچ عزم جدی برای مقابله با موجوداتی انسان نما به عنوان رانندگان متخلف در این شهرو جاده ها وجود ندارد؛کسانی که مانند قاتلان متحرک هر لحظه امکان دارد جان انسانی را بستانند.

  چرا باید داشتن سلاح به خاطر خطرات آن جرم باشد اما رانندگی ناهلان بر ارابه های مرگ، بی خطر تلقی شود؟ واقعا چرا کسانی که از اولیه ترین مبانی و مبادی شهروندی و رعایت حقوق دیگران بهره مند نیستند باید حق تردد و حتی زندگی در شهر را در کنار دیگران داشته باشند؟

چرا قوانین و مقررات کشور تا این حد سهل انگار است؟ کسی که در عبور و مرور دربزرگراه های تهران هیچ ارزشی برای جان دیگر انسانها قائل نیست چرا نباید مالیات توحش و عادات بدوی به دیگران پرداخت نکند؟ و اساسا چرا باید حق تردد و آزار رساندن به دیگران داشته باشد؟

روزی در جلسه ای پیشنهاد دادم اگر با بازنگری در برخی باورهای پوسیده خود هزینه رفتارهای پرهزینه و غیر مدنی را بالا ببریم میزان این همه هنجار و قانون شکنی و اخلاق گریزی قطعا و یقینا کاهش می یابد.

برای مثال اگر عکس و تصویر مزاحمان خیابانی بانوان و خودروهایشان منتشر شود اینچنین بی شرمانه میادین و چهار راه های پایتخت صحنه هرزگی عده ای نخواهد شد.

اگر کسانی که با رفتارهای پرخطر در بزرگراهها عملا به حقوق و امنیت مردم چنگ می اندازند چند روزی در میادین شهر گردانده شوند یا دست کم عکس آنها برای  مردم در گذرگاهها نمایش داده شود شرم و نگرانی از این مجازات قطعا منجر به کاهش این رفتارهای خواهد شد.

خواهش می کنم اعتراض نکنید که این مجازاتها خلاف حقوق بشر و بی تناسب با جرم و تخلف و در دنیا بی سابقه است. پاسخ این است که چرا مظلومیت های متضررین را ملاحظه نمی فرمایید؟

آن بانوی بارداری که چند شب پیش در مسیر غرب به شرق بزرگراه حکیم بدون هیچ گناهی و در پی تخلف راننده ای مجرم کشته شد احساسات بشر دوستانه را تحریک نمی کند؟ و دهها مورد دیگر که ذکرآن موجب اطاله کلام می شود؟  چرا نباید قانونی وضع شود که متخلفانی که مکررا در رانندگی رفتارهای پرخطر انجام می دهند نه  تنها ازحق  رانندگی محروم بلکه از معامله و مالکیت خودرو نیز محروم شوند؟

چرا کسانی که در روز روشن از خودروی خود زباله به بیرون پرتاب می کنند نباید جریمه ای معادل حقوق یک سال رفتگر همان خیابان را پرداخت کنند؟

شک ندارم دو دسته از مخاطبان این نوشته با این دست  ایده ها مخالف هستند و نگارنده را مورد عتاب قرار می دهند.
دسته اول احیانا خاطیان و عاملان به چنین رفتارهایی که البته بعید است اینان اهل مطالعه و خواندن و شنیدن باشند و دسته دوم سهل انگاران و بی تفاوتهایی که آموخته اند باید با هر مصیبتی سوخت و ساخت.

اما روی سخن من در این نوشتار نمایندگان محترم مجلس ، حقوقدانان عزیز ، نیروی انتظامی ، روزنامه نگاران و نویسندگان و هنرمندان هستندکه کمی جدی تر و عملی تر به این مشکلات توجه کنند.
شهر  تهران بعنوان الگوی شهری در کشور باید به گونه ای مدیریت و بازسازی شود که مردم قانون مدار ، اخلاق مدار و مسئول و اهل اداب و رعایت حقوق دیگران در آن راحت و آسوده تر زندگی کنند و در آن احساس آرامش و امنیت کنند و بالعکس قانون گریزان و یاغیان و اخلاق ستیزان و هنجار شکنان در این شهر احساس نا امنی و عدم ارامش کنند.
به هرطرف که نگاه کنند دیوارهای بلندی به عنوان مانع در برابر رفتارهای متوحشانه و غیر مدنی خود ببیند و نه با موعظه و توصیه بلکه به شکل ساختاری باور کنند که زندگی در شهر قواعد و الزامات جدی و جبری دارد و برای اینکه همه بتوانند در کنار هم زندگی کنند ناگزیر از رعایت و احترام به آنها هستند و تخلف از انها بسیار پرهزینه و گاه غیر قابل جبران خواهد بود.
منبع: www.asriran.com

/ 0 نظر / 32 بازدید