شأن و جایگاه شغل رانندگی و اثرات آن بر تصادفات جاده‏ای

مهندس افشین افراشته

کارشناس ارشد راه و ترابری و عضو هیئت مدیره انجمن حامیان سفر ایمن

چندی پیش در مراسم سالگرد قربانیان حوادث جاده‏ای که به همت انجمن حامیان سفر ایمن برگزار گردید، خانمی از حادثه‏ای سخن گفت که بسیار جمعیت حاضر در سالن را تحت تأثیر قرار داد. این خانم به عنوان راننده خودروی پراید مدعی بود، که در سفر خود به سمت استان چهارمحال‏وبختیاری که به قصد دیدن دشت لاله‏های واژگون انجام می‏گرفته، به همراه همسر خود به عنوان سرنشین صندلی جلو و مادر خود به عنوان سرنشین صندلی عقب در حوالی شهر مورچه خورت اصفهان و در هنگام سبقت از یک دستگاه اتوبوس، خودروی ایشان به دلیل مانوری بیجا و عامدانه راننده اتوبوس از مسیر خود منحرف و به بیرون جاده پرتاب می‏شود. به گفته راننده پراید، در این حادثه بعد از انحراف خودرو از مسیر خود و به دلیل اختلاف ارتفاع بین سطح جاده و زمینهای اطراف و یا افتادگی شانه راه، خودروی ایشان واژگون و بعد از چندین بار چرخش در پستی و بلندی های اطراف مسیر متوقف می­گردد. متأسفانه در این حادثه و در هنگام چرخش خودرو، سرنشین صندلی عقب از شیشه عقب به بیرون پرت شده که بعد از انتقال به بیمارستان فوت می‏کند. بعد از حادثه، اتوبوس متوقف شده و همگی برای کمک از آن پیاده می شوند. به ادعای راننده که از رفتار مردم رضایت نداشت، اتوبوس بعد از چندی محل حادثه را به همراه مسافرین خود ترک می‏کند و تنها یکی از مسافران آن به نیروهای امدادی وقوع حادثه را اعلام می‏نماید. نیروهای امدادی بعد از مدت زمان نسبتاً طولانی به محل حادثه می‏رسند و مصدومین را توسط وسیله نقلیه نامناسبی به بیمارستانی در اصفهان منتقل می‏کنند که به نظر ایشان برخورد و رسیدگی مناسبی در بیمارستان انجام نگرفته بود. شایان ذکر است که در نهایت گزارش پلیس راننده پراید را مقصر می‏شناسد.

ایشان در حالی که با سوز و نارحتی خاصی داستان این حادثه را برای حاضرین تعریف می­کرد، اعلام نمود که در زمان وقوع حادثه لحظه‏ای از طریق آینه اتوبوس با راننده آن چشم در چشم می‏شوند و دقیقاً حس می‏نماید که مانور راننده اتوبوس به دلیل زن بودن ایشان و عامدانه بوده است و حتی سپرهای دو وسیله نقلیه با هم برخورد داشته‏اند. ایشان با ابراز تأسف شدید خود را مقصر می‏دانست که چرا رأی پلیس را قبول کرده و مانند مختار بعد از واقعه کربلا عمل ننموده است.

نگارنده نه اطلاعات کافی جهت بررسی حادثه و نه جایگاه قضاوت و تعیین مقصر آن را دارد و در این مجال قصد پرداختن به این مهم را هم ندارد. مسئله‏ای که توجه نگارنده را به این حادثه جلب کرده میزان تأسف و ناراحتی این خانم بعد از گذشت زمان نسبتاً زیاد و نگاه ایشان به رفتار یک راننده اتوبوس می‏باشد که عامدانه موجب مرگ مادر ایشان شده و برای خود نقشی مانند مختار برای شهیدان واقعه کربلا متصور می‏شود. این مهم مدتی است که ذهن اینجانب را به خود مشغول کرده. آیا این نگاه عمومیت دارد؟ چرا این خانم تصور می‏کند که رانندگان حرفه‏ای خود را مالک و رئیس جاده می‏دانند و به دلیل شناخت، مهارت و تجربه‏ای که در شغل رانندگی و راهها دارند عامدانه باعث بروز مشکل برای سایرین می­گردند؟ آیا در هر تصادف فوتی طرفین چنین تصوری نسبت به یکدیگر دارند و مابقی عمر را با کینه نسبت به یکدیگر زندگی می‏کنند یا این تصور تنها مربوط به عملکرد رانندگان حرفه‏ای است؟ آیا مردم در رفتار خود در برخورد با رانندگان حرفه‏ای، این ذهنیت را منعکس می­کنند؟ نگاه و ذهنیت واقعی رانندگان حرفه‏ای در جاده­ها نسبت به سایر وسایل نقلیه چگونه است؟ چرا برخی از رانندگان از بیان اسم دقیق شغل خود امتناع می‏کنند و از عبارات دیگری مثل شغل آزاد استفاده می‏کنند؟ مقصر واقعی کیست؟ و بسیاری سئوالات دیگر.

نگارنده، ضمن اعلام همدردی با این هموطن که به معنی واقعی کلمه می‏توان ایشان را یکی از قربانیان حوادث جاده‏ای نامید و حتی پیگیری حقوق ایشان را حق مسلم می­داند و تنها در جهت کاهش غصه و درد ناشی از این حادثه قصد دارد تا شرایط کار و زندگی یک راننده حرفه‏ای را کمی بیشتر برای ایشان باز نماید. شاید این گفتار کوتاه باعث شود که ایشان به جای مختار، رفتارحضرت زینب کبری را اسوه و سرمشق خود قرار دهند که بسیار موثرتر و ماندگارتر خواهد بود.

برای خواندن ادامه این مطلب به صفحه مربوطه در قسمت صفحات وبلاگ مراجعه فرمایید.

 

/ 1 نظر / 28 بازدید
شيدا

سلام از وبلاگت خيلي خوشم اومد به منم سر بزن و آدرس وبلاگتو واسم بزار تا بتونم هر روز من و بقيه بازديد کنندگان بهت سر بزنيم محلي که وبلاگتو ثبت ميکني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان ايران است و فوق العاده پر بازديد.حتما بيا و لينکتو ثبت کن .مرسي.