چرا؟

 

 

آیا تاکنون به این نکته توجه کرده‌اید، هنگامی که ایرانیان از یک سفر خارجی باز می‌گردند چقدر با شور و شعف در وصف احترام به قانون در میان خارجیان سخن می‌گویند؟ مثلا در وصف اینکه آنان چگونه قانونمند رانندگی می‌کنند، به‌ندرت تخلف می‌کنند و به حقوق سایر خودروها و عابران پیاده احترام می‌گذارند. هریک از این توصیفات با حس و هیجان بالایی صورت می‌گیرد و آکنده است از این حسرت که چرا ما چنین نیستیم.

اما نکته حیرت‌انگیز این است که آن انبوه مشاهدات و خیل توصیفات از گپی دوستانه فراتر نمی‌رود و تغییری در رفتار فرد ایجاد نمی کند. به‌واقع اگر همه ایرانیان را به یک سفر خارجی مثلا به یک کشور اروپایی اعزام کنیم، در بازگشت شاهد اجتماعاتی خواهیم بود که در آن، سخنران در تحسین قانونمندی خارجیان داد سخن سر می‌دهد و شنوندگان هم تایید می‌کنند و به‌به‌ و چه‌چه سرمی‌دهند. اما زمانی که از هم جدا می‌شوند و سوار بر خودروی خود به سمت خانه می‌رانند در طول مسیر از چراغ قرمزی عبور می‌کنند، در جایی دوبله پارک می‌کنند و راه را بند می‌آورند، در اتوبان دنده‌عقب می‌گیرند و .....

چرا چنین است؟

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
چوپان

آفرین. اولین وظیفه، تادیب خوده. " نمی دانم چرا همه انسانها به دنبال اصلاح جامعه بشری اند بی آنکه خود را اصلاح کرده باشند." تولستوی

رزگار

درود بر دوست عزیز وبلاگ آتر در انتخاب وبلاگ برتر ماه سایت تاپ بلاگین شرکت کرده است، در صورت امکان به وبلاگ آتر آمده و به این وبلاگ رای دهید. ممنون و سپاسگزار

بهزادحمیدی

در حقیقت ضعف نیروی قهریه که دراثرقوانین جزایی ضعیف میباشدعامل اصلی خلاف رانندگی وندیده گرفتن قانون ومجریان آن است.جریمه چند هزارتومانی میتواند عامل تشویق کننده مردم عادی نیز باشد.ولی باجریمه چندصدهزارتومانی ..........

محمد

واقعا مسئله جالبه این قضیه . حتی من خیلی ایرانیان مقیم خارج را دیدم که وقتی برمیگردند ایران مثل بقیه رانندگی میکنند !